منی مرد و «پیش منی» یا همان آب شوق که قبل از منی از آلـت مرد

خارج می شود، در فرد «HIV مثبت»، دارای ویروس است. همچنین

ترشحات مقعدی در فرد «HIV مثبت» حاوی ویروس است.

   در ارتباط جنسی مقعدی، ویروس با ترشحات آلت وارد روده ی  

شده و از دیواره ی روده جذب می شود و او را آلوده می کند. همچنین

اگر ، خود آلوده به ویروس باشد، ویروس از طریق ترشح مقعدی او

یا خون او وارد مجرای ادرار  شده یا از طریق زخم یا خراشیدگی

روی پوست آلت وارد بدنش می شود.

 

   ارتباط جنسی «مقعدی» در فرهنگ اکثر مردم جهان و از جمله در

فرهنگ ما ایرانیان، بسیار زشت و غیرطبیعی است، تا آن جا که صحبت

از آن نیز زشت و نکوهیده تلقی می شود. چه این ارتباط بین یک مرد یا

پسر، با مرد یا پسر دیگر باشد، چه بین یک مرد یا پسر، با یک دختر یا

زن، حتی بعد از ازدواج صورت گیرد. اما در این جا برای جلوگیری از انتقال

ویروس HIV ناچار از توضیح آن بودیم.

 

                                    انزال منی در ارتباط جنسی مهبلی 

   ارتباط مهبلی بین مرد و زن نیز در فرهنگ ما، فقط بعد از ازدواج آن دو، روا و

شایسته است.

 

   فراموش نکنید ویروس HIV هم از طریق دیواره ی مهبل و مقعد و هم

از طریق خراش و زخم در این نواحی، یا در هر جای دیگر بدن، می تواند

به وسیله ی مایعات جنسی، ترشح مقعدی و خون، منتقل شود.

 


ارنست همینگوی Ernest Hemingway در ایلینـویز در غـرب آمریکا زاده شد. پدرش پزشک و مادرش آموزگار پیانو و بسیـار مـذهبی بود. در حالی که مادرش او را در کلیسا و سرودهای مذهبی مشارکت می‌داد، پدر او را به ماهی‌گیری می‌برد و استفاده از اسلـحه را به او می‌آموخت. همینگوی در مدرسه، شیفتـه ی آموزگار ادبیاتش بود: «از قیافـه و بیانش خوشم می‌ آمـد. احساس می‌کـردم چیـزی در من هست که او در قالب ادبیات و شعرهایـی که می‌خوانـد خوب بازگو می‌کند.» نخستین نوشته‌ هایش در رومـه
مرکز دايرة ‌المعارف بزرگ اسلامی در مطالعات و تحقيقات مربوط به تاريخ و فرهنگ ايران و اسلام، سمينار پژوهشی «ذوالقرنين و کوروش هخامنشی» را در خردادماه 1389 برگزار كرد تا به هويت ذوالقرنين در قرآن مجيد و احتمال تطبيق آن با مصاديق و منابع تاريخی نگاهی نو بيفکند. اين مركز در مطالعات و تحقيقات مربوط به تاريخ و فرهنگ ايران و اسلام، با همين ديدگاه می ‌کوشد حلقه‌های استوار پيوندهای فرهنگی و تمدنی بين ايران پيش و پس از اسلام را با يکديگر و با آنچه از متن و بطن اسلام
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام خارم ولی به سایه ی گل آرمیده ام با یاد رنگ و بوی تو، ای نوبهار عشق همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام چون اشک در قفای تو با سر دویده ام من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیده ام از جام عافیت، مِی نابی نخورده ام وز شاخ آرزو، گل عیشی نچیده ام موی سپید را فلکم رایگان نداد این رشته را به نقد جوانی ه ام ای سرو پای بسته ، به آزادگی مناز آزاده من ، که از همه عالم بریده ام گر
صدای محمد نوری دیدمت، آهسته پرسیدمت خواندمت، بر ره گل افشاندمت آمدی، بر بام جان پر زدی همچو نور، بر دیده بنشاندمت بردمت تا کهکشان‌ های عشق پرکشان تا بی‌نشان ‌های عشق گفتمت، افتاده در پای عشق زندگی ست، رویای زیبای عشق می‌روی، چون بوی گل از برم رفتنت، کی می‌شود باورم بوده‌ای، چون تاج گل بر سرم تا ابد، یاد تو را می‌برم بردمت تا کهکشان‌ های عشق پرکشان تا بی‌نشان ‌های عشق گفتمت، افتاده در پای عشق زندگی ست، رویای زیبای عشق
آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد وان کس که تو را بیند ای ماه چه غم دارد ای نازش حور از تو وی تابش نور از تو ای آنکه دو صد چون مه شاگرد و حَشَم دارد بس عاشق آشفته آسوده و خوش خفته در سایه آن زلفی کو حلقه و خم دارد گفتم به نگار من کز جور مرا مشکن گفتا به صدف مانی، کو دُر به شکم دارد شمس الحق تبریزی بر لوح چو پیدا شد والله که بسی منت بر لوح و قلم دارد
در سینه‌ام دالان‌های فراخ باز شود و تمام دریاها را در خود فرو برَد پنجره‌های عریض تمام خیابان‌ها را چراغان کنند بام‌ها باروها را بر هم نشانند شهرهای پَرت از نو جان گیرند قطارها زن و شوهرها را بردارند و راهی شوند کشتی شکسته‌های قراضه باز به آب زنند و نور سر پنچه‌ی پا در آب کند ناقوس‌ها! هوا تندتر به گِرد خویش بگردد و جهان. جهان در مشت کودکی جا گیرد. ناقوس‌ها! فرشته‌ای از آسمان، وحی آورده است.
همچو نی می نالم از سودای دل آتشی در سینه دارم جای دل من که با هر داغ پیدا ساختم سوختم از داغ ناپیدای دل همچو موجم یک نفس آرام نیست بس که توفان زا بود دریای دل دل اگر از من گریزد وای من غم اگر از دل گریزد وای دل ما ز رسوایی بلندآوازه ایم ناموَر شد هر که شد رسوای دل خانه ی مور است و منزلگاه بوم آسمان با همت والای دل گنج مُنعم خرمن سیم و زر است گنج عاشق گوهر یکتای دل در میان اشک نومیدی رهی خندم از امیدواری های دل
ای که می پرسی نشان عشق چیست عشق چیزی جز ظهور مهر نیست عشق یعنی مشکلی آسان کنی دردی از درمانده ای درمان کنی در میان این همه غوغا و شر عشق یعنی کاهش رنج بشر عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای این همه دیوار باش عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگذاری آب را، بر تشنه تر عشق یعنی دشت گل کاری شده در کویری چشمه ای جاری شده عشق یعنی ترش را شیرین کنی عشق یعنی نیش را نوشین کنی هر کجا عشق آید و ساکن شود هر چه ناممکن بود، ممکن شود
روش‌های حرارتی، غشایی و هیبریدی سه روش متداول شیرین‌سازی آب در دنیا هستند. با توجه به وجود نیروگاه‌های متعدد برق و سواحل طولانی در مناطق جنوبی کشور و مزایای روش هیبریدی، گزینه‌ی بهینه برای تولید آب شیرین در این مناطق استفاده از روش‌های هیبریدی است. کشور ما طبق دسته‌بندی اقلیمی جزو مناطق خشک حساب می‌شود و مقدار بارندگی کمی دارد. در این میان، نبود مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح استفاده از منابع آب شیرین موجود از یک طرف، و رشد اقتصادی و جمعیتی کشور از طرف دیگر،

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

کادو سرا مرجع تخصصی سینما و تلویزیون لانه یک عقاب عبدالعلی روان پاک مهد نیایش